الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
261
مفاتيح الجنان (فارسى)
اوست ، كه در ماه شعبان مىخواندند : خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست ، و شنواى دعايم باش آنگاه كه مىخوانمت ، و صدايم را بشنو گاهى كه صدايت ميكنم ، و به من توجّه كن هنگامىكه با تو مناجات مىنمايم ، همانا به سوى تو گريختم ، و در حال درماندگى و زارى در برابرت ايستادم ، پاداشى را كه نزد توست اميدوارم ، آنچه را كه در درون دارم مىدانى ، بر حاجتم خبر دارى ، نهانم را مىشناسى ، كار بازگشت به آخرت و خانه ابدىام بر تو پوشيده نيست ، و آنچه كه مىخخواهم به زبان آرم ، و خواهش خويش را بازگو كنم و هم آنچه را كه براى عاقبتم اميد دارم ، بر تو پنهان نيست ، همانا آنچه تقدير نمودهاى بر من اى آقاى من در آنچه كه تا پايان عمر بر من فرود مىآيد از نهان و آشكارم جارى شده است ، و تنها به دست توست نه به دست غير تو فزونى و كاستىام و سود و زيانم ، خدايا ! اگر محرومم كنى پس كيست آنكه به من روزى دهد ؟ و اگر خوارمسازى پس كيست آنكه به من يارى رساند ، خدايا ! به تو پناه مىآورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت . خدايا ! اگر شايستهء رحمت نيستم ، تو سزاوارى كه بر من با فراوانى فضلت بخشش نمايى ، خدايا ! گويى من با همهء هستىام در برابرت ايستادهام ، درحالىكه حسن اعتمادم بر تو ، بر وجودم سايه افكنده است ، و آنچه را تو شايستهء آنى بر من جارى كردهاى و مرا با عفوت پوشاندهاى ، خدايا ! اگر گذشت كنى ، چه كسى از تو سزاوارتر به آن است ؟ و اگر مرگم نزديك شده باشد و عملم مرا به تو نزديك نكرده ، اعترافم را به گناه وسيلهء خويش به بارگاهت قرار دادم .